تبليغاتX
تاتورا

تاتورا

شعر و ادبیات جهان

دوستان عزیزم

 

   با عرض سلام و پوزش به خاطر تاخیر چند ماهه  برای به روز رسانی وبلاگم، که متاسفانه ، نتیجه ی بعضی مشکلات کاری بوده ، و همین امر موجب گردید تا کمتر برای سرکشی و خواندن آثارتان خدمت برسم .(احتمالن ) مصمم ،ازاین پس جدیت بیشتری بخرج داده  تا جبران مافات گردد.

ودرانتها دو نوشته ی کوتاه را برای این پست انتخاب کردم، باشد که درنگاه دوستان شعر جلوه کند.

....1 )

یا زَهره ی ذهن را

وقتی   زَهر  زبان

ازهجاهای شن -

                   زاری  ....

-         که من

 دردهان غار  می وزید

اندام  امّای  تو

    مار هزاره

از ساعا ت جمجمه  میامد

ازفرط بعید

با حفره ی  حرفی 

در ابتدای رگ

انتهای پلک

 

...2)

 

تن منی  دیر پا

در اتمسفر استعاره

با سروسینه سنگین

به یمن بخور واژه

که ذهن ترکش بی بها در مصاف

چرا ؟

مگر!

 آیا ...

 اینهمه ذره اینهمه گوشت

لامسه م را کور    نمیکند

وقتی زبان  لیسید ن

شرم عادت

صدور روادید تن

تا من !

ترس متحرک !

حجم  تنها ...

بر نایره ی زخم های نوپا

*******************************

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 20:13  توسط احمد طیبی   |